الشيخ حسين المظاهري

50

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

شدند از اين‌جا پيدا شدند . يادم نمىرود حضرت امام - رضوان‌الله تعالى عليه - در كشف‌الاسرار يك جمله خيلى شيرينى دارند در رد سنگلجى . سنگلجى كسى بود در تهران - خدا عاقبت همه‌مان را به خير كند - هفتاد سال ، قال‌الصادق و قال الباقر گفت : اما پس از همه اينها رفت و كسروى منش شد . اين آقاى سنگلجى ، اين عالم ، اين عالمى كه عاقبتش به خير نشد ، اين عالمى كه مقام تسليم نداشت ، اين عالمى كه در جوانى كار نكرد تا تسليم و تعبد در دل او رسوخ كند كارش به اين‌جا رسيد كه حضرت امام مىگويد : خواندم كه مىگفت : من از مدينه به مكه مىرفتم فكر كردم اين انگشتر در دست من چه فايده‌اى دارد ؟ « لايَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَلاضَراً » « 1 » اين‌چه مىتواند با من بكند ؟ انگشتر را انداختم در بيابان پيش همجنسش ؛ يعنى اين انگشتر ، عقيقش ، فيروزه‌اش ، ياقوتش سنگى است مثل آن سنگها ، و من هم انگشتر را پيش همجنسش انداختم . حضرت امام مىفرمايد : من وقتى اين جمله را خواندم به ريش او خنديدم . به اين

--> ( 1 ) - اشاره به آيه 16 سوره رعد است ، و در ادعيه نيز آمده است .